أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
228
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
[ استطراد ] سكينهء مزبوره به اسم حجون بادى بوده است كه صورت حيّه و دو سر داشت كه هم صورت و هم دو جناح را مالك بود . به وسعت قطر كعبهء معظّمه يك ابر مربّع الشّكل ظاهر شده حضرت ابراهيم را به كعبهء محترمه اتصال نموده و در روى عرصهء مقدّسهء بيت شريف ايستاد و به زبان حال مىگفت : همان قدر كه سايهء من محيط است موقع مقدس بيت اللّه خواهد بود . سكينهء مذكوره گاهى به شكل شير و گاهى به هيئت شتر بچه بوده ، سؤالات حضرت ابراهيم را جواب مىداد . انتهى . حضرت خليل به معاونت پسر خود اسماعيل بناى بيت اكرم را به حجمى كه سكينه مىنمود حفر و تعميق مىنمود . زمانى كه آن حضرت تابع سكينه شده و به مكّهء مكرّمه مىرفت زوجهء محترمهء آن حضرت جناب ساره استدعا نموده بود كه با هاجر ملاقات نكنند . وقتى كه موقع مقدس بيت اللّه را به موجب تعريف سكينه پيدا كرده و در خاطر نگهداشتند به خانهء پسرش اسماعيل رفته و دقّ الباب كرد . زوجهء لاحقهء حضرت اسماعيل گفت : چه مىخواهى ؟ آن حضرت ، اسماعيل و زوجهء خود هاجر را از مزبوره استفار نمود . مزبوره گفت : هاجر وفات كرده ، اسماعيل نيز براى صيد و شكار به صحرا رفته است . حضرت ابارهيم به حرم شريف معاودت نموده و به آب زمزم شست و شو كردند و پس از آن در طرفى نشسته ورود اسماعيل را منتظر شدند . زمانى كه حضرت اسماعيل آمده و پدر خود را در نزد بئر زمزم ديد با آن حضرت مصافحه كرده و دستهاى او را بوسه داد . پس از آن قدرى شير و لحم مطبوخ آورده آن حضرت را ميهمان كرد . بعد از آنكه حضرت ابراهيم اطعمهاى را كه فرزندش اسماعيل تهيّه و احضار نموده بود تناول فرمود ، اسماعيل را گفت : اى فرزند من حضرت - جلّ و علا - امر كرده است كه در بالاى اين تپّهء قرمز رنگ مخصوص ذات اقدس اعلا خانهاى بنا نمايم ، بايد در اين كار مرا معاونت نمايى . بدين نهج مأمور بودن خود را به طرح و تأسيس ابنيهء كعبة اللّه به اسماعيل اعلام نموده به معاونت آن حضرت به حفر و تعميق مباشرت كردند .